دسته‌بندی نشده

آنچه روسای جمهور فرانسه قبلاً گفته اند


روسای جمهور ژاک شیراک و عبدالعزیز بوتفلیکا در اجلاس آفریقا-فرانسه در کن ، 15 فوریه 2007.

“بله ، دو ملت ما با سایه ها و اشک هایشان ، اما همچنین با صفحات زندگی و هماهنگی ، تاریخ مشترک دارند. امروز ، افکار من در مورد این میلیونها زن و مرد نیز صدق می کند ، از نظر مذهب ، خاستگاه ، فرهنگ بسیار متفاوت ، که در زیر همین آسمان مدیترانه زندگی می کردند و با هم این سرزمین را که به آن بسیار وابسته بودند تشکیل دادند. این گذشته ، پیچیده ، هنوز دردناک ، نه باید فراموش شود و نه انکار شود. مارسل پروست نوشت: “برخی از خاطرات مانند دوستان مشترک هستند ، آنها می دانند چگونه سازش کنند. “ بگذارید خاطرات ما مکمل خاطرات ما باشد. از یک طرف و از طرف دیگر ، به ما بگویید چگونه می توان این گذشته را در چهره نگاه کرد. زخم های او ، بعد غم انگیز او را بشناسید. بیایید با هم ، همه خاطرات ، از خاطرات استقبال کنیم. بیایید به همه قربانیان جنگ الجزایر ، همه کسانی که در صداقت تعهدات خود جنگیدند احترام بگذاریم. کسانی که نمی توانستند روزهای استقلال را ببینند ، مانند کسانی که باید به تبعید بروند. (…) ما باید جامعه سرنوشت خود را در خدمت صلح و ثبات در مدیترانه سازماندهی کنیم. سرنوشت الجزایر و فرانسه با هم تلاقی می کنند. روح دو ملت ما از نزدیک مخلوط می شود. ما برای دستیابی به این امر دارایی های زیادی در دسترس داریم. بگذارید آنچه را که ما را متحد می کند از نظر قلبی و ذهنی اولویت داشته باشیم. ”

(سخنرانی در 3 مارس 2003 در الجزایر برای پارلمان الجزایر.)

مقاله برای مشترکین ما محفوظ است همچنین بخوانید فرانسه-الجزایر: جستجوی دشوار سازگاری خاطرات

“در این شهر [Constantine]، که بطور تصادفی انتخاب نکردم ، سنگها هنوز هم آن روز در سال 1837 را به یاد می آورند ، هنگامی که یک مرد آزاده و سربلند ، پس از مقاومت در برابر مقاومت تا سر حد خود ، خسته شده و مجبور به ترک آزادی شد. سنگ های کنستانتین هنوز هم آن روز وحشتناک در 20 آگوست 1955 را به یاد می آورند ، وقتی همه خون در اینجا ریختند ، برای علتی که به نظر او عادلانه ترین و مشروع ترین بود. موج خشونت ، بغضی که آن روز کنستانتین و منطقه وی را فراگرفت و بسیاری از مردم بی گناه را به قتل رساند ، نتیجه بی عدالتی ای بود که سیستم استعمار بیش از صد سال به مردم الجزایر تحمیل کرده بود. بی عدالتی همیشه باعث خشونت و نفرت می شود. می خواهم به شما بگویم که بسیاری از کسانی که برای استقرار در الجزایر آمده بودند ، حسن نیت و حسن نیت داشتند. آنها بدون اینکه قصد بردگی و استثمار کسی را داشته باشند ، برای کار و ساخت و ساز آمده بودند. اما سیستم استعمار ذاتاً ناعادلانه بود و سیستم استعمار را فقط می توان به عنوان یک بنگاه بردگی و استثمار تجربه کرد. (…) درد از هر دو طرف ، درد و رنج ، غم و اندوه وجود داشت. این دردها ، این رنج ها و این غم ها را کسی در الجزایر یا فرانسه فراموش نکرده است. من کسانی را که برای اینکه مردم الجزایر دوباره مردم آزاد باشند ، با اسلحه سقوط کردند ، فراموش نمی کنم ، قربانیان بی گناه سرکوب کور و بیرحمانه ، و نه کسانی که در حملات کشته شدند و هرگز به کسی آسیب نرسانند و نه کسانی که آنها مجبور بودند همه چیز را رها کنند: ثمره زندگی کاری ، سرزمینی که آنها دوست داشتند ، قبر پدر و مادرشان ، مکانهای آشنا کودکی آنها. “

(سخنرانی در تاریخ 5 دسامبر 2007 برای دانشجویان دانشگاه منتوری در کنستانتین.)

مقاله برای مشترکین ما محفوظ است همچنین بخوانید در قلب خاطره بین فرانسه و الجزایر: جنگ تحت تابش صحرا

“هیچ چیز در مبدل ، فراموشی و حتی در انکار ساخته نمی شود. حقیقت ، ضرری ندارد ، تصحیح می کند ، حقیقت را تقسیم نمی کند ، متحد می شود. بنابراین داستان ، حتی وقتی غم انگیز باشد ، حتی وقتی برای دو کشور ما دردناک باشد ، باید بیان شود. و حقیقت ، من آن را اینجا در مقابل شما می گویم. به مدت 132 سال ، الجزایر تحت یک سیستم عمیقا ناعادلانه و بی رحمانه قرار گرفته است ، این سیستم یک نام دارد ، آن استعمار است ، و در اینجا من رنجی را که استعمار به مردم الجزایر وارد کرده است تصدیق می کنم. از جمله این رنج ها برخی بود [en 1945] قتل عام های ستیف ، گوئلما ، خراتا ، که می دانم در ذهن الجزایری ها ، بلکه فرانسوی ها نیز باقی مانده است. زیرا در سیتف ، در 8 مه 1945 ، دقیقاً روزی که جهان بر بربریت پیروز شد ، فرانسه در ارزش های جهانی خود شکست خورد. همچنین باید در مورد شرایطی که الجزایر از شر استعمار خلاص شد ، حقیقت را باید گفت ، در مورد این جنگ ، که مدتهاست نام خود را در فرانسه نمی گوید ، جنگ الجزایر. اینجا شما هستید ، ما به حافظه ، همه خاطرات احترام می گذاریم. ما در مورد خشونت ، بی عدالتی ، قتل عام ، شکنجه این وظیفه حقیقت را داریم. دانستن ، احراز حقیقت یک الزام است و الجزایری ها و فرانسوی ها را مقید می کند. به همین دلیل است که دسترسی مورخان به بایگانی ضروری است و می توان همکاری در این زمینه را آغاز ، ادامه داد و به تدریج این حقیقت را علنی کرد. “

(سخنرانی در 20 دسامبر 2012 در الجزایر به پارلمان الجزایر.)

همچنین بخوانید فرانسه-الجزایر: 22 توصیه گزارش Stora

“بله ، در الجزایر شکنجه بود ، اما همچنین ظهور یک کشور ، ثروت ، از طبقه متوسط ​​، این واقعیت استعمار است. عناصر تمدن و عناصر بربریت وجود دارد. “

(مصاحبه با نقطه، نوامبر 2016)

“من فکر می کنم ستایش از استعمار غیر قابل قبول است. برخی ، کمی بیش از ده سال پیش [la loi du 23 février 2005 mentionnait le « rôle positif » de la colonisation]، من می خواستم این کار را در فرانسه انجام دهم. شما هرگز از من می شنوید که چنین چیزهایی می گویم. من همیشه استعمار را به عنوان یک عمل وحشیانه محکوم کرده ام. من این کار را در فرانسه انجام دادم ، اینجا هم انجام می دهم. (…) استعمار بخشی از تاریخ فرانسه است. این یک جرم است ، این یک جنایت علیه بشریت است ، این وحشیگری واقعی است. و این بخشی از این گذشته است که باید با آن روبرو شویم و از کسانی که این اعمال را به آنها مرتکب شده ایم عذرخواهی کنیم. (…). جنایات وحشتناک ، شکنجه ، بربریت وجود داشت (…) اما در عین حال نمی خواهم در یک فرهنگ گناه که هیچ چیزی بر اساس آن ساخته نمی شود ، قرار بگیرم. در این جاده است که می خواهم با هم برویم.

(مصاحبه با روزنامه نگار خالد درارنی ، 15 فوریه 2017 در اخبار اچروک).

“ناپدید شدن موریس اودین توسط سیستمی که دولت های متوالی اجازه توسعه آن را دادند ، امکان پذیر شد: سیستمی به نام دستگیری-بازداشت. این سیستم بستری ناخوشایند برای اقدامات بعضاً هولناکی از جمله شکنجه بود که ماجرای اودین برای جهانیان آشکار کرد. البته شکنجه طبق قانون جرم محسوب نمی شود ، اما به دلیل مجازات نبودن ، توسعه یافت. (…) مهم است که این داستان شناخته شود ، جسورانه و واضح مورد توجه قرار گیرد. این در مورد صلح و آرامش کسانی است که او صدمه دیده است و سرنوشت آنها را ناراحت کرده است ، هم در الجزایر و هم در فرانسه. شناخت بیماری های آنها را درمان نمی کند. بدون شک ، برای همه جبران ناپذیر خواهد بود ، اما شناخت باید بتواند به طور نمادین ، ​​کسانی را که هنوز تحت فشار این گذشته خم شده اند ، تسکین بخشد. به هر حال امروز با همین روحیه تصور و تدوین می شود. این افتخار همه فرانسوی هاست که غیرنظامیان یا سربازان ، شکنجه را تأیید نکردند ، در آن مشارکت نکردند و از آن اجتناب کردند و امروز ، مانند دیروز ، از ادغام با کسانی که آن را تاسیس و تمرین کرده اند امتناع می ورزند. “

(بیانیه 13 سپتامبر 2018 در مورد مرگ موریس اودین.)

جهان

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *